X
تبلیغات
رایتل
نویسندگان
صفحات وبلاگ
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 117055
یاداشتهای روزانه من
متفرقه




چون سنگها صدای مرا گوش میکنی
سنگی و ناشنیده فراموش میکنی
رگبار نو بهاری و خواب دریچه را
 از ضربه های وسوسه مغشوش می کنی
دست مرا که ساقه سبز نوازش است
 با بر گ های مرده هم آغوش میکنی
گمراه تر از روح شرابی و دیده را
در شعله می نشانی و مدهوش میکنی
 ای ماهی طلایی مرداب خون من
خوش باد مستیت که مرا نوش میکنی
تو دره بنفش غروبی که روز را
 بر سینه می فشاری و خاموش میکنی
 در سایه ها فروغ تو بنشست و رنگ
باخت
 او را به سایه از چه سیه پوش میکنی؟



چهارشنبه 22 اردیبهشت‌ماه سال 1395 :: 18:46 :: نویسنده : حمید