|
یاداشتهای روزانه من
متفرقه
| ||||||
|
یک روز گرم، شاخه ای مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن
از برگ های ضعیف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روی زمین افتادند. شاخه چندین بار این کار را دد منشانه و با غرور خاصی تکرار کرد تا اینکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسیار لذت می برد.
ادامه مطلب من با قلبی مطمئن و بخش نظراتی باز به میان شما باز می گردم ((به فرموده:بخش نظرات را باز گذاشتیم))
گاه گاهی دل من می گیرد بیشتر وقت غروب آن زمانی که هوا نیز پر از تنهاییست و اذان در پیش است من وضو خواهم ساخت از خدا خواهم خواست که تو تنها نشوی و دلت پر خوشی های دمادم باشد
مخواه از رخ ماهت نگاه بردارم مخواه چشم بپوشم ، مخواه بردارم اگر به یـُمن ِ قدمهای مهربانت نیست بگو که سجده از این قبله گاه بردارم مگر بهشت نگاه تو عاشقم بکند که دست از سر ِ نقد ِ گناه بردارم گناه ِ هرچه دلم بشکند به گردن توست گناه ِ هر قدمی اشتباه بردارم تو قرص ماهی و من کودکی که می خواهم به قدر کاسه ای از حوض ِ ماه بردارم بیا که چشم ِ جهانی هنوز منتظر است بیا که دست از این اشک و آه بردارم به من آرامش ده تا بپذیرم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم دلیری ده ت ا تغییر دهم آنچه را که می توان تغییر دهم بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند |
||||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||||