ابر هم از بارشش
قصد فداکاری نداشت
عقده دردل داشت ،
روی خاک خالی کرد و رفت ...
***************
ازتفنگ پریک نفرمی ترسدولی ازتفنگ خالی دونفر
**************
ازدیدفنون هوانوردی زنبورعسل نبایدقدرت پروازداشته باشدولی خودزنبوراین رانمی داندوبه پروازش ادامه می دهد
**************
ازهرمسئله ای که تنها راه حلش،گذر زمان است بیزارم!
**************
افتاده باش...اما...نه از دماغ فیل..!
**************
این روزها پراز دوگانگیست؟
وجودمان میسوزداماآه سرد میکشیم!
**************
اینجا زمین است و رسم مردمانش عجیب ...
اینجا اگر گم شوی به جای اینکه دنبالت بگردند ،
فراموشت می کنند...!
**************
این روزا دیگه آدما به دست هم پیر میشن نه به پای هم...
**************
این قدر ورق های زندگی را بر هم نزن، حکم همان دل است ...
**************
آدم با گذشتی بود از من هم گذشت!
**************
آنهاکه انسانهارادرحال سقوط می بینندآیابه این اندیشیده اندکه شایدخودوارونه ایستاده اند
**************
بادآورده رابادمیبرد...اما...توکه باپای خودت آماده بودی
**************
بزرگترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سوادکافی برای حرف زدن داشته باشد،نه شعورلازم برای خاموش ماندن
**************
بعضی افرادفکرمیکننداگرچیز سنگینی اززمین بردارندقوی هستنداماگاهی برای قوی بودن بایدچیزهای سنگین رازمین بگذارندوآنهارارها کنند
**************
بنگرکه بزرگترین آرزوی من چه کم حرف است:..تو!
**************
به راه رفتن ادامه دهید،ممکن است سربخورید.من تابه حال نشنیده ام کسی سرجای خودنشسته باشدوپایش سربخورد
**************
به ما می گفتندنبایدپپسی بخورید،
گناه دارد!!!وقتی به تهران آمدم،اولین کاری که کردم،ازیک دست فروشی یک پپسی گرفتم،درش تالاپ صداکردوبازشد،بعدکه خوردم دیدم خیلی شیرین است.ازآن روزنتیجه گرفتم که گناه شیرین است
**************
به نیوتن بگویدهرعملی راعکس العملی نیست اگربود این همه عاشقانه های من بی جواب نمی ماند.کاش میفهمید آن که برای بدست آوردن محبتت حاضراست تنش را عرضه کند(فاحشه نیست)وآن که برای به دنبال خود کشاندنت تنش را ازتومیدزد(باکره نیست)
**************
بیگناه پای دار رفت وخندید،نمیدانست که بالای دارخواهد رفت. چاقو دسته خود رابرید و محبت خار راگل نکرد، همانگونه که دوری دوستی نیاورد وپول خوشبختی آورد. انگار دوره ضرب المثل ها به پایان رسیده است.
**************
پنجره رابازکن!
ازاین هوای مطبوع
بارانی لذت ببر
خوشبختانه باران ارث پدرهیچکس نیست!!
**************
تمام قرضهای گوشم را پرداخت کردم ، دیگر گوشم بدهکار کسی نیست.
**************
تنهایی ام راباکسی قسمت نخواهم کرد.یک بارقسمت کردم چندین برابرشد
**************
تولد انسان روشن شدن کبریتیست و مرگش خاموشی آن,بنگر در این فاصله چه کردی!سوزاندی یا گرما بخشیدی؟
**************
توهیچوقت خیاط خوبی نخواهی شد،ببین بازدلم راتنگ کرده ای
**************
چشمانم را بازمیکنم وتونیستی این بی رحمانه ترین اتفاق هر روز است
**************
چقدردلم میخواهد نامه بنویسم.
کاغذوقلم، تمبرهست،پاکت هم؛
و ... یه عالمه حرف!
-کاش ; کسى... جایى ... منتظرم بود!!!
**************
چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند! گاهی آنقدر بغض داری که فقط بایدمردباشی که گریه کنی...!
**************
حالاتنهایادگاریم ازتوچندقطره اشک است که گوشه دلم پنهانش کرده ام،گریه نمی کنم تاتمام نشود
**************
حرارت لازم نیست،گاهی ازسردی یک نگاه می توان آتش گرفت!
**************
خواستم هر چه را که بوی تو می داد بسوزانم ... جانم آتش گرفت.
**************
دستم خالیست اما.... دلم تا دلت بخواهد از دست تو پر است....!
**************
دنیاى عجیبى ست اینجا
حتى لبخند را هم مى زنند!..
**************
روزی میشود که برگ برنده ات دل میشود.... اماتودیگرحاکم نیستی"
**************
عاشقانه هایى که برایت مینویسم
مثل آن چایى هایى هستند که خورده نمیشوند !!
یخ میکنند باید ریخت دور ..
فنجانت را بده دوباره پر کنم...
**************
فرقی نمیکند شرق یا غرب
شمال یا جنوب
من تو را به هر جهت
دوست دارم....
**************
فرقی نمیکندمردباشی یازن؟
وقتی تن دادی ودل ندادی،،،
فاحشه ای.....!
**************
قشنگ ترین دیالوگ دنیا اونجاست که پدر ژپتو به پینوکیو میگه ، پینوکیو...چوبی بمان ! آدمها دنیایشان قشنگ نیست.
**************
مگسى راکشتم،
نه به این جرم که حیوان پلیدیست،بداست
ونه چون نسبت سودش به ضرریک به صد است ،
طفل معصوم به دورسرمن میچرخید ،
به خیالش قندم ،
یاکه چون اغذیه ى مشهورش،تابه آن حد گندم،
اى دوصدنوربه قبرش باردمگس خوبى بود،
من به این جرم که ازیادتوبیرونم کرد،
مگسى راکشتم
**************
خیلی سخته
انتخاب
بین یه نفر که دو فرزند تالاسمی داره و جوانی که 25 اسفند عروسیشه برا اخراج از پروژه
انتخاب
بین درس خواندن و کار کردن
انتخاب
یه کار نزدیک خونه بعد از یازده سال دوری با حقوق خیلی کم و یه کار دور از خونه با حقوق عالی
انتخاب
بعداز ظهرها برای استراحت بعد از ده ساعت کار با ادامه ترم های عقب افتاده زبان انگلیسی
انتخاب
زندگی توی خوابگاه و دوری از شهر با زندگی در شهر و پرداخت اجاره و رفت و آمد به شرکت
انتخاب
..... با.....
پ ن: منتظر حضور تک تک شما در انتخابات 12 اسفند هستیم.دسته جمعی نیاییدفقط تک تک
پ ن 2: کاش یه کارگر ساده بودم.کارگر راه راه فایده نداره
دو تا پیرمرد با هم قدم می زدن و 20 قدم جلوتر همسرهاشون کنار هم به آرومی در حال قدم زدن بودن.
پیرمرد اول: «من و زنم دیروز به یه رستوران رفتیم که هم خیلی شیک و تر تمیز و با کلاس بود، هم کیفیت غذاش خیلی خوب بود و هم قیمت غذاش مناسب بود.»
پیرمرد دوم: «اِ... چه جالب. پس لازم شد ما هم یه شب بریم اونجا... اسم رستوران چی بود؟»
پیرمرد اول کلی فکر کرد و به خودش فشار آورد، اما چیزی یادش نیومد. بعد پرسید: «ببین، یه حشره ای هست، پرهای بزرگ و خوشگلی داره، خشکش می کنن تو خونه به عنوان تابلو نگه می دارن، اسمش چیه؟»
پیرمرددوم: «پروانه؟»
پیرمرد اول: «آره!» بعد با فریاد رو به پیرزنها: «پروانه! پروانه! اون رستورانی که دیروز رفتیم اسمش چی بود؟!!!»
نابینا : مگر شرط نکردیم از گیلاسهای این سبد یکی یکی بخوریم ؟
بینا : آری
نابینا : پس تو با چه عُذری سه تا سه تا می خوری ؟
بینا : تو حقیقتا" نابینایی ؟!
نابینا : کور مادرزاد
بینا : چگونه دریافتی من سه تا سه تا می خورم ؟!
نابینا : آن گونه که من دو تا دو تا می خورم و تو هیچ معترض نمی شوی .
چرا بعضی افراد فکر میکنند دیگران نادانند و از رفتار بد یا اشتباه آنها چیزی نمیفهمند .