شاید

شاید  

 این جهان  

جهنم سیاره د یگر  

باشد 

آزمایشگاه

سلام خانوم
- سلام
من از آزمایشگاه تماس می گیرم
- بفرمایید ، امرتون؟
میخواستم بگم متاسفانه آزمایشهای همسرتون با یکی دیگه قاطی شده و ما الان دو تا جواب آزمایش متفاوت داریم
-اوا ! یعنی چی خانوم؟ این چه وضعشه؟
متاسفم! ولی کاریه که شده
-حالا جواب آزمایشها چی هست؟
یکیشون آلزایمر داره و یکی دیگشون ایدز
- وای ! حالا من باید چیکار کنم؟
نگران نباشین ، من واسه همین تماس گرفتم ، میخواستم بگم همسرتون رو از خونه بندازین بیرون ،
اگه تونست برگرده باهاش رابطه نداشته باشین :))))

آزمایشگاه

سلام خانوم
- سلام
من از آزمایشگاه تماس می گیرم
- بفرمایید ، امرتون؟
میخواستم بگم متاسفانه آزمایشهای همسرتون با یکی دیگه قاطی شده و ما الان دو تا جواب آزمایش متفاوت داریم
-اوا ! یعنی چی خانوم؟ این چه وضعشه؟
متاسفم! ولی کاریه که شده
-حالا جواب آزمایشها چی هست؟
یکیشون آلزایمر داره و یکی دیگشون ایدز
- وای ! حالا من باید چیکار کنم؟
نگران نباشین ، من واسه همین تماس گرفتم ، میخواستم بگم همسرتون رو از خونه بندازین بیرون ،
اگه تونست برگرده باهاش رابطه نداشته باشین :))))

عشق

دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر

غــــم . . . ؟ حــاضــر

درد . . . ؟ حــاضــر

دوری . . . ؟ حــاضــر

عــشــق . . . ؟

بلنـــــــــدتر میخوانـــــــــم ، عشــــــــــق . . . ؟

باز هـــــــم نیامــــــــده ؟ ؟ ؟ . . .
غیبـــــــــت هایــــــش از حـــــــــد مجاز چنـــــــــدیست کــه گذشتـــــــــه

اخــــــــــراجش میــــــــــــــکنم !

آغاز

بی‌گاهان
 به غربت

به زمانی که خود درنرسیده‌بودــ

 

چنین زاده‌شدم در بیشه‌یِ جانوران و سنگ،
 

و قلب‌ام
 در خلاء

تپیدن آغازکرد.

 

گهواره‌یِ تکرار را ترک‌گفتم
 
در سرزمینی
 بی‌پرنده و بی‌بهار.

 

نخستین سفرم بازآمدن بود از چشم‌اندازهایِ امیدفرسایِ ماسه و خار
بی‌آن که با نخستین قدم‌هایِ ناآزموده‌یِ نوپایی‌یِ خویش به راهی دور رفته‌باشم.

نخستین سفرم
بازآمدن بود.

 

دوردست
امیدی نمی‌آموخت.

 

لرزان
 بر پاهایِ نو راه
  رو در افقِ سوزان ایستادم.

دریافتم که بشارتی نیست
چرا که سرابی در میانه بود.

 

دوردست امیدی نمی‌آموخت.
دانستم که بشارتی نیست:
 
این بی‌کرانه
 زندانی چندان عظیم بود
  که روح

از شرمِ ناتوانی
 

در اشک
 پنهان‌می‌شد.